شيخ حسين انصاريان

291

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

عامل سعادت و كشانندهء خير دنيا و آخرت ، و موجب رسيدن فيض الهى به انسان است . با اين توازن ، انسان نسبت به حق پايدار و ثابت مىماند ، و نسبت به خلق عاشقانه در مقام خدمت و يارى برمىآيد . با اين توازن است كه كرامت و شخصيّت انسان همچون گل در گلستان شكوفا مىشود ، و هر گونه خيرى از دست او براى نجات مردم از مشكلات بروز مىنمايد . امام سجّاد عليه السلام به دنبال درخواستش از حضرت ربّ العزّه عرضه مىدارد : « سربلندى و عزت آشكار برايم به وجود مياور ، مگر آن كه به همان اندازه در باطنم براى من خوارى و ذلّت پديد آورى ، تا دست و پاى خودرا در فضاى آن عزت گم نكنم ، و از حضرت تو غافل نشوم ، و خود را از ديگران برتر ندانم كه اگر اين عنايت را از من دريغ فرمائى از مقام انسانيت دور افتم ، و از كرامت و شرافت نفس و واقعيت وجود خود فاصله گيرم . بيا كه مىكُشدم درد آرزومندى * طبيب درد منى در به من چه مىبندى مرا گريز چو از بندگى ميسّر نيست * ترا گريز نباشد هم از خداوندى زبس كه غيرت حسنت غيور كرد اى شمع * زبرق حسن خود آتش به عالم افكندى گهى چو سرو زدى ريشه در دل و جانم * كه خار خار اميدم زبيخ بركندى اسير هجر تو را آرزوى مردن خويش * چو آرزوى خلاصى است در دل بندى